قــــــدرت وانواع آن

1-قدرت ومزایا ومنافع مترتب بر آن بسیار دلچسب وشیرین است لذا هیچ فرد یا گروهی حاضر نیست قدرت بدست آورده را با دیگران تقسیم نماید.

2-قدرت مطلق فساد آور است لذا برای گریز از افات  آن تا حد الامکان قدرت راتوزیع کرد

3-قدرت مطلق امکان عدالت را از انسان سلب مینماید برای عدالت ورزی راهی بجز تقسیم قدرت وجود ندارد

4-باید نظام حکومتی رابه صورتی سوق داد که هیچ فرد یاگروهی نتواند دیکتاتوری برقرار نماید

5-دمکراسی حکومتی که کمترین شر رابه دنبال دارد آفات ورذایل حکومتهای غیر دمکراتیک بسیار بیشتر ولذا غیر قابل تحمل میباشد.

6-تفکیک حوزه عمومی از حوزه خصوصی وعدم دخالت درحوزه خصوصی اولین گام برای ایجاد جامعه مدنی میباشد.

7-درسیاست هرکس بیشتر وعده بدهد شیاد است پذیرفتن برابری حقوق کلیه شهروندان ،مستقل ازجنسیت،مذهب ومکتب تفسیر کلیه قوانین معارض بااین اصل ،گام اساسی جنبش جامعه مدنی به سوی َشهری اباد برای همه همشهریان   

8-حوزه سیاست (قدرت)مثل حوزه اقتصاد (ثروت)است بازار رقابتی کامل باعث رشد وتوسعه اقتصادی میشودرشد توسعه اقتصادی نیز در گرو وجود بازار قابتی کاملا سیاسی است



به یاد سوم ابتدایی اما مدرنیزه

روباهی داشت باهمراه خود شماره میگرفت زاغه از بالای درخت

گفت:پایین آنتن نمی دهد همراهت بفرست بالا تا 

برایت شماره بگیرم

روباه تا موبایل داد به زاغ ، زاغ گفت :این عوض اون قالب پنیری که کلاس سوم ابتدایی ازمن دزدیدی عوضی.

حقوق شهروندی

حقوق شهروندی متشکل از حقوق مدنی،حقوق سیاسی وحقوق اجتماعی

حقوق مدنی:آزادی افراد برای زندگی درهرجایی که انتخاب َمیکنند،ازادی بیان،مذهب ،حق مالکیت،حق دادرسی یکسان دربرابر قانون

حقوق سیاسی:حق شرکت درانتخابات و انتخاب شدن وحق نامزدی انتخابات

حقوق اجتماعی:مزایا بهداشتی ودرمانی،تامین اجتماعی در صورت بیکاری وغیره.

حقوق اجتماعی ،حقوقی که قانونگذار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی وسایر افراد درقلمرو حاکمیت ان منظور نموده که سلب ان به موجب قانون یا حکم دادگاه صالحه باشدازقبیل:

۱-حق انتخاب شدن درمجالس شورای اسلامی ،مجلس خبرگان وعضویت درشورا نگهبان وانتخاب شدن به ریاست جمهوری

۲-عضویت درکلیه انجمنهاو شوراهاوجمعیت هایی که اعضا ان بموجب قانون انتخاب میشوند

دکتر شریعتی

ترجیح میدهم باکفش هایم  در خیابان  راه بروم وبه خدا فکر کنم 

تا اینکه در مسجد بنشینم  وبه کفشهایم فکر کنم.

جریان مرد مجنون و نمازگذار

روزی مرد مجنونی از کنار سجاده فرد نماز گذاری رد میشد.

مرد نماز گذار نمازش راشکست وگفت مردک .در حال راز ونیاز باخدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی

مرد مجنون لبخندی زد وگفت من عاشق بنده ای از بندگان خدا بودم وندیدمت تو که عاشق خدایی چطور مرا دیدی